-
حال ما خوب است، اما تو باور نکن ..
شنبه 12 آذرماه سال 1390 20:44
از بین همه بازی های وبلاگی من یکی رو دوست داشتم خیلی وقته می خوام بشینم روی صندلی داغ هرچی که دوست دارید بپرسید + عنوان هم نشان به همین نشان که بازی مان گرفته
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 10 آذرماه سال 1390 14:35
مردها وقتی زیاد مهربان اند Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ، Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA زیاد عاشق پیشه اند ، زیاد می فهمند ،زیاد منطقی اند و خیلی چیز های دیگر مردتر به حساب می آیند . اما یک زن خوب کم حرف می زند ، کم احساساتی می شود، کم...
-
هــــــ ــــــا
دوشنبه 7 آذرماه سال 1390 21:12
وقتی توی اتاق درست رو به روی من ایستادی رد آهت روی شیشه ی عینکم ثابت می کنه که تو اینجایی حالا گیریم توی یک زمان دیگه گیریم تو تشخیص نمی دی اون صدای غژ غژ در نیست صدای زجه ی منه آره ، "تنها صداست که در می ماند"
-
گفتم به از ترنجی ... لیکن به دست نایی
یکشنبه 6 آذرماه سال 1390 10:11
دچار د رون هم زیستی با خود شده ام . ترنج نطفه ای بود که ۹ ماه در من زندگی کرد و حالا من درونش زندگی می کنم . ترنج زاده ی یک سال نزدیکی من با دنیاست. ترنج تمام یک دختر بود ، یک جیپسی که آوارگی ش مقیم اینجا شد . Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ترنج نیمی از من بود که درون نیمه ی دیگرم رشد کرد . ترنج...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 4 آذرماه سال 1390 14:02
من همون مزرعه داری ام که مترسک مزرعه رو هرس می کرد و فصل درو ریشه شو از ته زد.
-
۴۲ درجه روی تب
پنجشنبه 3 آذرماه سال 1390 18:07
همه ی ماجرا همین بود تو تب کردی و من مردم ..
-
مغرضانه
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1390 11:18
دلقکی میان رخت عزا لنگی میان گور ، لنگ در هوا من خودم را به این تب مبتلا کردم راند دوم Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ، بهشت ، و من حوا یک درد روی پرده زخمی برای میان پرده یک صورتک خطوط بی سر و ته یک لب خند از هم گسسته یک آغوش اشغال، بوق ممتد، یک چراغ نا تمام من با یک غرض عاشقانه پای چوبه اعدام راه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 آبانماه سال 1390 12:42
la Table, entre nous, devient la Grande Muraille de Chine, Un côté est le printemps un côté est l'automne silence est la distance entre nous, brisez votre silence d'été, que en hiver, Aucun de nous ne sommes pas Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA میز بین ما دیوار چین می شود یک طرف بهار یک طرف پاییز سکوت تو...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 آبانماه سال 1390 22:07
مثل ج.ل.ق زدن با روغن ترمز لذت منقطع یک خط ممتد روی درک ساده وقتی که توی رقص یک دلقک دنبال ریتم می گردی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 آبانماه سال 1390 15:28
موزیک - تفنگ
-
ای تـــُـــ رنج ، از چـــه تـــو رنـجـیـده ای؟
پنجشنبه 19 آبانماه سال 1390 22:38
۷۱ - تنهایی 3 بعدی من ، تویی و من و آینه من و تو مکرر با هم و تنهایی ایم ۷۲ - یک بوسه ی مسموم ، آخرین سکانس ،عزرائیل مرد ... ۷۳ - من از یک جنگ تن به تن بر می گردم تن من تن تو تن ها.... تنها من برنمی گردم
-
بعدا
یکشنبه 15 آبانماه سال 1390 13:58
دختری که گیس هاش رو به عقربه ساعت بزرگ شهر بست تا تاب بخوره اما ساعت خواب موند ، اینجا شهریه که ساعت ها نمی دونن که کی وقته خوابه و اینجا شهریه که دختراش نمی دونن نمیشه به هیچ ساعتی اعتماد کرد پدرم توی یک آسیاب پیر شد و مادرم فقط فوت می کرد و فقط من می دونم پدرم همیشه ساعت رو از روی چرخش آسیاب می خوند و مادر دور سنگ...
-
همه چیز او
شنبه 14 آبانماه سال 1390 15:16
در مغازه باز است . وارد که می شوم مرد با همان صورت همیشگی رو به رویم است . انگار که خطوط چهره اش جزئی از هویت مغازه است انگار اگر تغییر کند، مغازه دیگر مغازه نیست یا که دیگر در آن کوچه نیست. یخچالش نگاهم می کند . مرد خودش می داند . مرد همه چیز را می داند. می پرسد: چند تا؟ -دو تا و انگار که هیچ کدامشان با هم فرقی...
-
پـــاســــــــار
سهشنبه 3 آبانماه سال 1390 12:44
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA انـ.زال زود رس پسـ.ـتان مادری ، دختری با مو بافته های شیری و قوز مقعری در پشت . دختر روی قوزش بابونه کاشته و مو بافته هایش را توله سگی می مکد ، دختر چوپان سگ هاست و نی لبکش صدای زوزه می دهد . روی تپه های سرخ پاسار خورشید از...
-
کلک
دوشنبه 18 مهرماه سال 1390 17:29
پرده ی توری این تختخواب بادبان من چوب پوسیده اش تابوت تو سفر به اعماق هم خوابگی عجب به گل نشستنی تو دفن شدی من غرق
-
بوآ
یکشنبه 3 مهرماه سال 1390 17:04
کشیدن نقشه ی یک خود ارضایی روی پوست اُخرایی یک زن سرخپوست ، شاید در حافظه ی اسپرم ها مونده باشه که جایی پشت اهرام روی سراشیبی سرخ یک تپه ی بر آمده با ماسه های نرم ، نزدیک ِغروب ، زنی با پافشاری کم می شه ، ریزش می کنه آره ، چنبره زدن یک مار بوآ دور آلت یک مرد می تونه به قیمت جون یک آدم تموم بشه به قیمت جون گرفتن یک دو...
-
حتی دیگه اومدنت بهم کمک نمی کنه...
شنبه 26 شهریورماه سال 1390 19:29
نفس های تو زیر بالش من داره می رسوندم به جنون یا پشت و روی بالشم رو گم کردم و این خواب نیست و هم خوابگیه یا بالشم دیگه تاریخ مصرفش گذشته که نمی تونه خفه ت کنه اگه واسه خوندن من میای اینجا فقط داری خوابای منو پریشون می کنی من و تو خیلی این بازی رو جدی گرفتیم من قایم نشدم ، گم شدم تو ام که چشماتو گذاشتی و رفتی حالا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 23:09
زن معشوقه اش را داخل تنور خانه پنهان کرد . کودک از گرسنگی بی تابی می کرد . شوهر در انتظار به خواب رفتن کودک بود تا با زن هم بستر شود . کودک نخوابید . شوهر نرفت . معشوقه در تنور پخت .نانِ مخصوص با طعم انسان به اعتبار عشق در دهانِ کودک آب شد . و بستر به اعتماد عشق از زن پر شد . غم ِ نان عشق را هم گاهی می پزد و آب می کند...
-
' اینجا هوس حادثه منجر به زن است '
شنبه 5 شهریورماه سال 1390 14:45
شهری که گورستان نداشت رحم زنان یائسه میزبان جنازه هایش بود . قحطی مفرد "زن" ، جایی که زن نشت نمی کند، جایی که زن سرایت نمی کند همه ی یائسه های شهر حامله شدند و دیگر هیچ زنی زاده نشد ' من می گم زنانگی عنصری سیال ورای نوع بشر ِ ' زن یک حادثه است و باکره گی متهورانه ترین خیانت به هستی ِ
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 شهریورماه سال 1390 15:04
این گونه که من زندگی کردم هیچ کس خود را نکشت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 مردادماه سال 1390 02:39
من درون تو حل می شم و تو به من سرایت می کنی فکری به حال این فرآیند بکن ، هر دو در حال محو شدنیم + و اینکه گاهی معصومانگی اغواگرتر از زیبایی ِ
-
بت
پنجشنبه 27 مردادماه سال 1390 17:28
اسطوره ی مصر باستان ، الهه ی جنگ و خون ریزی ، بتی طلایی که شب های پیش از جنگ میزبان فرماندهان جنگ بود . با بازو های گشوده و بویِ خون ِتازه ی قربانی . بعد از سالها جایی میان خرابه ها کشف شد . شلیته زنان کولی به پایش ، مادر ِکودکانی شده بود که بی مادرشان از جنگ بازگشته بودند . بازو های گشوده، آغوش طلایی
-
نیمی شبیه انسان و نیمی زن شده ام
دوشنبه 24 مردادماه سال 1390 11:42
بسته شدن یک کلکسیون با ورود زن عنصر اصلی زایش خود ارضــ.ایی مازاد نطفه ای به زیر چسب یک آلبوم مسلوب سنوگرافی با امواج صوتی صدایی مادون زن عکس برگردان یک جمله ای فرزند من: 'اسپری تا.خیری ... کمی اضافه انسان شده ام'
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 مردادماه سال 1390 13:16
همیشه ساده ترین کارها پیچیده ترین ها هستن ، درک راز هستی همین قدر ساده است یک فاکتوریل ساده است ، درک کن برای درک چرایی هستی اینجا نیستی بزرگترین پاسخ به این چرا ساده ترین جواب ممکن ِ : 'نمیدانم' علوم محض ناقص ترین کشف های دانش بشری هستن ، چطور بودن رو یاد بگیر
-
ای تـــُـــ رنج ، از چـــه تـــو رنـجـیـده ای؟
جمعه 21 مردادماه سال 1390 14:44
61- در تدارک این حرف بودم : ' صدای نفس هایت رگ خواب رگ های من را خوب می داند هــــــــــــا کن ، چهل گیس می شود دست های من ' 62 - میان معبد فریاد می زد: که مرا پیدا کن خدا گفت که رسم بازی نمی دانی ، من چشم گذاشته ام ... تو به خود آ
-
برای ا - ف
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 00:22
روزی میان آغوش تو گم شدم شاید به زیر پای تو پیدا شوم شبی بهشت زیر پای توست رحم اجاره ای ، مادر خوانده ی همه ی درد های حرام زاده ام گرچه باغبان خوبی نبوده ای میان آبیاری ات زخم های تنم همیشه تازه ماند
-
درد من حصار برکه نیست ...
شنبه 15 مردادماه سال 1390 12:13
.
-
تو این روزهای سیاه و مریض ، فقط یکمی چای واسه من بریز
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1390 01:08
دولت برای رها شدن از هزینه های اضافی جمع آوری زباله ها قانونی را به تصویب رساند که بر اساس آن هرکس باید زباله های تولیدی خودش را می بلعید . بعد از تصویب این قانون مردی خودخوری کرد زنی جنینش را هضم کرد و بازدمش بوی شیر می داد. کسی برای خودکشی تیغ را بلعید . هستی انسان را بالا آورد و انسان خدا را تفاله های انسانی امروز...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مردادماه سال 1390 21:15
برای زنانگی ام از زیر لباس زیر متاسفم من نمایشنامه ای با پرده های فولادین نوشته ام برای جوراب های ضخیم زیر چین و پف های زیر چشم برای معصومیت شق و رق و معجزه ی بوتاکس برای روز مبادا زن مانده ام
-
کاشت. داشت . برنداشت
پنجشنبه 6 مردادماه سال 1390 18:07
میان مزرعه آن سال فقط مترسک کاشت دیمی از آسمان فقط کلاغ می بارید آن سال کاشت و برنداشت حتی یک "من" پی نوشت : عکس خود ماست . لطفا کپی نکنید.