من اصولا بلد نیستم قضاوت کنم تو هم بلد نیستی موقع به نیش کشیدن صدات در بیاد پس بیا حرفت را بزن تا شبنه هم نیستم که ببینم چی میگی پس با خیال راحت بیا و بنویس قول میدم بدون پیش فرض بخونمت.
ببینم میتونی جای من حرف نزنی؟ کجا بهت گفتم ادا در میاری. اگر فکر میکردم ادا در میاری یا اصلا حرفی برای شنیدن نداری و در یک کلام اگر حس کرده بودم ارزش نداری هیچوقت به خودم زحمت نمیدادم که طرف صحبتت بشم. خوبه که می نویسی.
نیما
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 ساعت 06:56 ب.ظ
اینهمه کتاب به کنار یک نفر بود که میان صفحات چشمانت قدم میزد!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
هنوز هم میشناسمت.
رفیقی!
هنوز که رفیقم
همیشه رفیقم
من اصولا بلد نیستم قضاوت کنم تو هم بلد نیستی موقع به نیش کشیدن صدات در بیاد پس بیا حرفت را بزن تا شبنه هم نیستم که ببینم چی میگی پس با خیال راحت بیا و بنویس قول میدم بدون پیش فرض بخونمت.
مرسی که جواب منو بی نوبت میدید
وای
نه .....!
چه ترسناک !
این چنین است خواهر ..
راز جنگل
چه کنایه ای زدی
زخم روی زخم
بی رحمی تا چه حد؟؟؟
تا همین جا ام باشه بسه
...نقشه فرارو...
حتی خود فرارو
نمیدونم چرا یهو دلم خواست مخاطب این رو بدونم..
مخاطب؟؟؟
کسی نیست
یعنی اصلا نیست
ببینم میتونی جای من حرف نزنی؟
کجا بهت گفتم ادا در میاری.
اگر فکر میکردم ادا در میاری یا اصلا حرفی برای شنیدن نداری و در یک کلام اگر حس کرده بودم ارزش نداری هیچوقت به خودم زحمت نمیدادم که طرف صحبتت بشم.
خوبه که می نویسی.
اینهمه کتاب به کنار یک نفر بود که میان صفحات چشمانت قدم میزد!