+ من ودوست رفتیم قدم بزنیم ، اون پرید من پریدم ، اون گفت من شنیدم ،اون خالی شد من پر شدم ، مامور پارک تشخیص داد که ما مشکوکیم ، آره ما داشتیم چیزی بین مون رد و بدل می کردیم ، شونه هاش دیگه خم شده بود یکم از بار روی دوشش و داد به من
نسرین دهقان
سهشنبه 20 دیماه سال 1390 ساعت 10:51 ق.ظ
یک پیشنهاد ویژه : طرح بیزنا ( بیزنس ملی ایران ) برای شما که در اینترنت فعال هستید بسیار مفید است و می توانید در کمتر از یک دقیقه فروشگاه اینترنتی (رایگان) ثبت و ایجاد نمایید و به تجارت الکترونیک بپردازید...
بار روی دوش هم فک کنم قانون انرژی داشته باشه از بین نمیره فقط از شونه ای به شونه ی دیگری منتقل میشه
یعنی فاخته من به طرز وحشتناک و فجیحی به طرز اعصاب خورد کنی از تو خوشم میاد اصلا اسم تو رو که می بینم هرجایی قضیه واسه م مهم می شه این وبلاگ گروهیه تا همین 2 دقیقه پیش که ندیده بودم تو ام هستی قضیه بغرنجی نبود اما الان حسودیم اومد
بحث سر اینکه کدوم بهتره نیست گاهی آدم دوست داره توی یه پارک خلوت تو هوایی که سگ پر نمی زنه قدم بزنه دستاش رو با ها گرم کنه و اینا جزو اولین حقوق انسانی هر آدمیه نه اینکه دیدن دختری ، مظلومی ، داد و بیداد نمی کنی ، سعی کنن ببرنت به یه به اصطلاح پاسگاه و.... از اینکه کسی خر فرض کنه آدم رو بیزارم
یک پیشنهاد ویژه : طرح بیزنا ( بیزنس ملی ایران ) برای شما که در اینترنت فعال هستید بسیار مفید است و می توانید در کمتر از یک دقیقه فروشگاه اینترنتی (رایگان) ثبت و ایجاد نمایید و به تجارت الکترونیک بپردازید...
این چنین میگذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم..
اخرم به کافه مون رسیدیم..
قدم تو تاریکی حق ما نبود.
بار روی دوش هم فک کنم قانون انرژی داشته باشه از بین نمیره فقط از شونه ای به شونه ی دیگری منتقل میشه
یعنی فاخته من به طرز وحشتناک و فجیحی به طرز اعصاب خورد کنی از تو خوشم میاد
اصلا اسم تو رو که می بینم هرجایی قضیه واسه م مهم می شه
این وبلاگ گروهیه تا همین 2 دقیقه پیش که ندیده بودم تو ام هستی قضیه بغرنجی نبود
اما الان حسودیم اومد
قربون شما برم لطف داری و دل به دل راه داره می خوای من برم کنار تو بیا جای من
قضیه اونجا بودن نیست
قضیه سر خیلی چیزای دیگه ست
و اینکه یه وقتایی یه حرفایی رو باید زد
اینجا گفتم
خب بزن هر حرفی که دوست داری
دلم می خواد امروز با یکی از آدمایی که دوست دارمشون بشینم سر یه میز
ساعت ها حرف بزنیم
وزن شما در در جاری ساختن قلمتان خیلی بیشتر از نیم من است.
برای خوانش دو کوتاه دعوت می شوید.
گل.
البته در ادعایش همان نیم من هم نیستم
من ترجیحمی دم دیر بیا و نظر بدم اما با حوصله بیام
میام به زودی
شونه های همه مون خم شده ازین بار
سنگینی اش خمت که کرد
چه میکنی؟
پیر می شم
کافه جای دنج تریست...
بحث سر اینکه کدوم بهتره نیست
گاهی آدم دوست داره توی یه پارک خلوت تو هوایی که سگ پر نمی زنه قدم بزنه
دستاش رو با ها گرم کنه
و اینا جزو اولین حقوق انسانی هر آدمیه
نه اینکه دیدن دختری ، مظلومی ، داد و بیداد نمی کنی ، سعی کنن ببرنت به یه به اصطلاح پاسگاه و....
از اینکه کسی خر فرض کنه آدم رو بیزارم
حرف من هم سر جای بهتر نیست.
هوای کافه زده به سرم... یک جای دنج...
من باشم، بی هیچ نقابی...
یکی خلوت می شناسم
طرفای ولیعصر
اونجا جای دنج منه
اونجا واقعا توی خودم فرومی رم
این پست چقدر آشناست.. قبلا اون رو جایی نخوندم؟
این پست چقدر آشناست.. قبلا اون رو جایی نخوندم؟
خودم نوشته م
دوست هم نوشته البته
شاید توی وبلاگ شهلا خوندی
تبریککککککککککککککککککک میگم قالبتووو عزیزممم
فوق العاده است
ممنون عزیز دلم
از مساعدت شما سپاسگذارم
ای جان به این بده بستان دوستانه.
چیزی این وسط کم و زیاد نمی شه
فقط خوبی ش اینه که هیچ کدوم کم نمیاریم
امیرالمومنین علی علیه السلام :
ظلم قدم را می لغزاند و نعمت ها را سلب می کند و امت ها را به هلاکت می کشاند . / شرح غرر الحکم جلد 2 صفحه 36