پاندورا



می خوام از استخونای تنم یه جعبه بسازم که قلب ُ توش نگه داری

من قلبت ُ نگه دارم و تو استخونام ُ دور نریزی

این قضیه همیشه واسه من عاشقانه و واسه تو انسانی بود




نظرات 10 + ارسال نظر
فاخته دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 02:13 ب.ظ http://3881467hk.blogfa.com/

ولی قسمت عاشقانه اش بیشتره
خیلی خوشحالم دوباره مینویسی دوستم

نچ ، بیشتر نبود غلیظ تر بود
من نمی تونم ننویسم
نه به خاطر حرف زدن

فرشید کیوانداریان دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 05:26 ب.ظ http://farsidkeyvandaryan.persianblog.ir/

درود شاعر.
ممنون که دعوتم کردی. همچنین خیلی خوشحالم که در خانه شما شاهد پست جدیدی هستم. راستش قبلا" هم به شما سر زده بودم و ناراحت از اینکه داری وبلاگت را ترک میکنی.
قلم زیبایی داری.

ممنون که اومدید

INSOMNIA دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:48 ب.ظ

مرا آتش زدو
از من دوری کرد
که نسوزد!

"علیرضا روشن"

همیشه همین بوده، تو عاشقی "او" آدم......

بی خوابی ِعزیزم
او فقط تب کرد . وقتی تمام سالت زمستون باشه می تونی دوریه آتیش ۴۰ درجه هم کل قبیله رو به رقص در بیاری

ممنون که میای

آقای نویسنده دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:58 ب.ظ http://sadeghipari.blogfa.com/

کسی که میاد ...
می خونه ...
لمس میکنه و می فهمه دیگه غریبه نیست
هست ؟

نه دیگه نیست

آقای نویسنده سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:47 ق.ظ http://sadeghipari.blogfa.com/

این دیوار
دیگر امن نیست
مدتی ست
تن به پتک سپرده


داشتم همین رو می گفتم دیوار اونجا منو خوب یادشه

آقای نویسنده سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:56 ق.ظ http://sadeghipari.blogfa.com/

دیدی یاد نیامد !
این کوتاه برای خودمه ... دقیقا همون وقتی که می آمدی و می خوندی

آقای نویسنده سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 01:05 ق.ظ http://sadeghipari.blogfa.com/

وقتی نیمه شب از درد بلند میشی و میری تو تراس و آویز نرده های میشی ! وقتی بی صدا خیس میشی از اشک ...
نمی دونی گلدون گل سرخ تو تراس طبقه پایینی دائم الخمر اشک های تو شده...

شهامت نمی خواد ... تو کار خودتو بکن ... حرف بزن ... حرف بزنی میشه یادگاری ...

چشم . سکوت من به خاطر به هم نزدن خلوت اونجاس

کاغذ کاهی(نازگل) سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 04:06 ق.ظ http://kooche2.blogfa.com

یعنی عشق و انسانیت میشه با هم جمع بشه ؟

آهنگ وبلاگتو خیلی دوست دارم ...
یاد فیلمهای کلاسیک آمریکایی افتادم ...

می شه به شرطی که استخونای من خورد بشه و توی سینه ی اون قلب کشف بشه !
این اتفاقا آهنگ یه فیلم خیلی قشنگه به اسم the lake house
اگه ندیدی ببین
البته دیگه رو پرده ی سینما نیست
تو که اونجایی جای ما برو ماموریت غیر ممکن رو ببین

مــــــــاهــدیســ سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 07:41 ق.ظ http://www.liebenswert1994.blogfa.coئ

از آجیل سفره ی عیـــد

چندپسـته لال مانده است

آنها که لبـــ گشودند

خورده شدند

آنها که لالـــ ماندند

میشکنند

دندانساز راستــــ میگفت

پسته ی لال

ســـَکوتش دندان شکـــن است
حسین پناهی
ســـــــــــــلامـ دوســــــــــتـ گلم
وبلاگ جالبی داری
به منم یه سری بزن
بــــــــــــــهـ امیـــــــــــــــــددیــــــــــــدار

عجب!

گودول سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:33 ق.ظ http://khesht40.blogfa.com

سلام
عجب دوست داشتن سختی.

من فقط حرفشو می زنم
راستش اینجا زیر همین کامنت می خوام اعتراف کنم اینا در این جایگاه جالب به نظر می رسه
یعنی من از خورد شدن استخونام هم دارم سوءاستفاده می کنم
صدای قهقهه می ده شکستن استخونام
کسی چه می دونه اینا یعنی چی؟ من بزک کردمش ، که یکی بیاد و با یه لبخند ملیح بگه سخته
گاهی هضم این که چقدر ساده ست گفتنش سخت تره
منظورم اصلا با شما نبود
زیر کامنت شما سر درد و دلم باز شد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد