درود شاعر. ممنون که دعوتم کردی. همچنین خیلی خوشحالم که در خانه شما شاهد پست جدیدی هستم. راستش قبلا" هم به شما سر زده بودم و ناراحت از اینکه داری وبلاگت را ترک میکنی. قلم زیبایی داری.
وقتی نیمه شب از درد بلند میشی و میری تو تراس و آویز نرده های میشی ! وقتی بی صدا خیس میشی از اشک ... نمی دونی گلدون گل سرخ تو تراس طبقه پایینی دائم الخمر اشک های تو شده...
شهامت نمی خواد ... تو کار خودتو بکن ... حرف بزن ... حرف بزنی میشه یادگاری ...
می شه به شرطی که استخونای من خورد بشه و توی سینه ی اون قلب کشف بشه ! این اتفاقا آهنگ یه فیلم خیلی قشنگه به اسم the lake house اگه ندیدی ببین البته دیگه رو پرده ی سینما نیست تو که اونجایی جای ما برو ماموریت غیر ممکن رو ببین
ســـَکوتش دندان شکـــن است حسین پناهی ســـــــــــــلامـ دوســــــــــتـ گلم وبلاگ جالبی داری به منم یه سری بزن بــــــــــــــهـ امیـــــــــــــــــددیــــــــــــدار
من فقط حرفشو می زنم راستش اینجا زیر همین کامنت می خوام اعتراف کنم اینا در این جایگاه جالب به نظر می رسه یعنی من از خورد شدن استخونام هم دارم سوءاستفاده می کنم صدای قهقهه می ده شکستن استخونام کسی چه می دونه اینا یعنی چی؟ من بزک کردمش ، که یکی بیاد و با یه لبخند ملیح بگه سخته گاهی هضم این که چقدر ساده ست گفتنش سخت تره منظورم اصلا با شما نبود زیر کامنت شما سر درد و دلم باز شد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ولی قسمت عاشقانه اش بیشتره
خیلی خوشحالم دوباره مینویسی دوستم
نچ ، بیشتر نبود غلیظ تر بود
من نمی تونم ننویسم
نه به خاطر حرف زدن
درود شاعر.
ممنون که دعوتم کردی. همچنین خیلی خوشحالم که در خانه شما شاهد پست جدیدی هستم. راستش قبلا" هم به شما سر زده بودم و ناراحت از اینکه داری وبلاگت را ترک میکنی.
قلم زیبایی داری.
ممنون که اومدید
مرا آتش زدو
از من دوری کرد
که نسوزد!
"علیرضا روشن"
همیشه همین بوده، تو عاشقی "او" آدم......
بی خوابی ِعزیزم
او فقط تب کرد . وقتی تمام سالت زمستون باشه می تونی دوریه آتیش ۴۰ درجه هم کل قبیله رو به رقص در بیاری
ممنون که میای
کسی که میاد ...
می خونه ...
لمس میکنه و می فهمه دیگه غریبه نیست
هست ؟
نه دیگه نیست
این دیوار
دیگر امن نیست
مدتی ست
تن به پتک سپرده
داشتم همین رو می گفتم دیوار اونجا منو خوب یادشه
دیدی یاد نیامد !
این کوتاه برای خودمه ... دقیقا همون وقتی که می آمدی و می خوندی
وقتی نیمه شب از درد بلند میشی و میری تو تراس و آویز نرده های میشی ! وقتی بی صدا خیس میشی از اشک ...
نمی دونی گلدون گل سرخ تو تراس طبقه پایینی دائم الخمر اشک های تو شده...
شهامت نمی خواد ... تو کار خودتو بکن ... حرف بزن ... حرف بزنی میشه یادگاری ...
چشم . سکوت من به خاطر به هم نزدن خلوت اونجاس
یعنی عشق و انسانیت میشه با هم جمع بشه ؟
آهنگ وبلاگتو خیلی دوست دارم ...
یاد فیلمهای کلاسیک آمریکایی افتادم ...
می شه به شرطی که استخونای من خورد بشه و توی سینه ی اون قلب کشف بشه !
این اتفاقا آهنگ یه فیلم خیلی قشنگه به اسم the lake house
اگه ندیدی ببین
البته دیگه رو پرده ی سینما نیست
تو که اونجایی جای ما برو ماموریت غیر ممکن رو ببین
از آجیل سفره ی عیـــد
چندپسـته لال مانده است
آنها که لبـــ گشودند
خورده شدند
آنها که لالـــ ماندند
میشکنند
دندانساز راستــــ میگفت
پسته ی لال
ســـَکوتش دندان شکـــن است
حسین پناهی
ســـــــــــــلامـ دوســــــــــتـ گلم
وبلاگ جالبی داری
به منم یه سری بزن
بــــــــــــــهـ امیـــــــــــــــــددیــــــــــــدار
عجب!
سلام
عجب دوست داشتن سختی.
من فقط حرفشو می زنم
راستش اینجا زیر همین کامنت می خوام اعتراف کنم اینا در این جایگاه جالب به نظر می رسه
یعنی من از خورد شدن استخونام هم دارم سوءاستفاده می کنم
صدای قهقهه می ده شکستن استخونام
کسی چه می دونه اینا یعنی چی؟ من بزک کردمش ، که یکی بیاد و با یه لبخند ملیح بگه سخته
گاهی هضم این که چقدر ساده ست گفتنش سخت تره
منظورم اصلا با شما نبود
زیر کامنت شما سر درد و دلم باز شد