مردی با جسد به دار آویخته ی زنی خود را هیپنوتیزم کرد . رعشه های تن سرد زن ، نوسان مرد میان دو شست پا و حافظه ی مونثی که بر او محرض کرده بود که او نوزاد مردار زنیست و او که در لحظه ی تولد و مرگ نوسان می کرد از پشت به مرگش خنجر زد ، و زن کودکش را با بند ناف نبریده اش به بالا کشید. او دوباره آبستن شد.

نظرات 6 + ارسال نظر
فاخته شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 08:04 ب.ظ http://3881467hk.blogfa.com/

۴۵ دیقه صفه ات بازه ولی واقعا نمیدونم چی بگم

مرجان یکشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:11 ق.ظ http://marjanarch.blogfa.com

ای وای!چه وحشتناک...

حمید یکشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:59 ب.ظ http://www.lemkadeh.blogfa.com

میترا یکشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 06:33 ب.ظ http://mitra-khanabadi.persianblog.ir

خداییش من ۵ بار این متنو خوندم صحنه ی دلخراشو تصور کردم اما منطقم یه جورایی هنک کرد ...
وحشتناک مدرن بود ...

کوشالشاهی سه‌شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:24 ق.ظ http://www.dagdo.blogfa.com

خشن
جنایت کار
خون خوار
اصن بد بد بد.

ملکه نیمه شرقی سه‌شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 08:54 ب.ظ http://man-unique.blogfa.com

هیپنوتیزمش واقعا جالب بود و مثل همیــــــــــــــشه قشنگ!!!
19074

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد