ضیافت یشمی چشمانت ، دیدن دروغ معصومانه من ، اشک هایی که نمی آمدند و می رفتند و زبان تو که روی گونه ی من طرح زجه های سکانس بعد را می کشید .
من افتاده زیر پای سایه ات و روی شانه های تو
همان شب که تو نقش جنازه ام و من نقش خدا را بازی می کردم
اوج این نمایش گونه های یشمی من و رگ های بریده ی تو بود وقتی که پرده ها برای قسمت بعدی نمایش کنار رفت و تمام آن صحنه را من فقط از روی انگشت های تو روایت کردم که اشک هایم را از روی گونه هایم پاک می کرد
آخر همان نمایش بود که من شکستم و تو سلاخ رنسانس شدی
+ رگ گردن تو لب های مرا برید یا گونه های من یشمی چشمانت را نم زد . کنار فریاد تو که خدا کمی از رگ های من فاصله بگیر
+ عنوان حق کپی رایت داشت که هنوز پرداخت نشده و چند تا ترکیب هم متاثر از نوشته های یک دوسته
می خوام تو میان پرده به یه نسکافه مهمونت کنم . بهم یه سر بزن . راستی بعد از مرگ قهوه نمی چسبه . امتحان کردم . نشد .
شاید نمردی هنوز
سر زدم آپ نکرده بودی که
عجب پستی بود
دمت گرم
یشمی...
این خیلی خوبه که ..........
سلام ترنج خاتون

خودم فهمیدم نوشته ت برا من بود. از اون ا-ف تابلو بود دیگه
حالا حق کپی رایت رو رد کن بیاد!
من حقمو می خوام!!!!
سلام آفرین زیبا بود
توجنازه ام بودی من خدا !آفرین
اگه قرار بود بگم چی خوبه که می گفتم
لینک شدید.
اونوقت تو خودت چرا من رو لینک نکردی؟
سلام!
دوست قدیمی
سلام
خوشحالم که هستی و خوشحال تر از اینکه آدرس گذاشتی واسم
ممنون دوست جان
سلام

چرا جواب کامنت های منو نمیدی؟
البته ازین به بعد منظورمه ها
چون تاحالا برات کامنتی نذاشتم.
البته جواب کوشالشاهی رو هم ندادی؟
راستی این ا-ف کیه؟ نام اختصاریه یه نوشابه هستش؟
مخاطب خاص داشت ؟؟
خیلی قشنگ و عمیق بود ...
یه خصوصی هم برات گذاشتممم
نوشابه خودتی !!!!!
نمی خوای چیزی بگی ؟؟؟