عوض کردن جای استخوان های من با آن روی سگت ; سگ که می شوی از دنباله ی بوی استخوان هایم مرا می جویی .
قرار دادن خاطراتت در گروه جوندگان ; می جوند و جویده می شوند .
عکس فرو رفتن میان ساعت ها ; بالا آوردن من در عمق .
راه رهایی پیچک از سر دیوار ; رمیدن با پیچش .
خوابیدن بعد ها در خلا روی هم; زاده شدن بعد های جدید .
میان راه مستقیم تو من عصیان پیچک ام
سگ که می شوی استخوان هایم را به خورد ریشه هایم نده
آن سوی دیوار من رهایی بی ریشه ایست
آن جا بعد های حرام زاده مکرر اند
پ.ن- دسترسی مان به اینترنت محدود شده . ببخشید که نمی آم سر بزنم
امید آن سوی رهایی بی ریشه گی نباشد که امید ما به آن است وبس
رهایی که ریشه اش این سوی دیوار جا می ماند
خیلی خوب مینویسید!
خوابیدن بعد ها در خلا روی هم; زاده شدن بعد های جدید
واااااااااو عالی بود و جمله ی بالا رو خیییییییییییلی دوست دارم!!!!
۴۰۱۴۱
بعد های حرام زاده مکرر اند از این هم خوابگی ها
سگ که می شوی حرمت استخوان هایی را که قبلا داده ام خوردی تا پارس نکنی داشته باش
استخوان حرمت ندارد جانم
حرمت سگی اش بیشتر از استخوان هاست
پست هات یه جوریه که آدم فقط میتونه بگه خیلی خوبه!
ممنون
کاشکی بعد های حرام زاده دیوار را بشکنند
شاید کاش
امید آن سوی دیوار رهایی بی ریشه مباد که ناامیدی مان افزون کند .
من تبرم گردن ریشه ها را می زند تو می خواهی کوک بزنی شان خواهر؟
نمی فهمم چی می گی !!
ما مخاطبیم یا ...
شاید از گیرنده ماست مشکل!
دست به گیرنده نزنید
شاید اون گیرنده به این فرستنده نمی خوره
دوست جان بسی زیبا بود ...
اما خب یکم سخت بود ...
ترشی نخوری یه چیزی میشیاااا
جان دوست زیبایی از خودتان است
ممنون