عقربه های برعکس تو را در ذهن من پارو می زند
عقربه های برعکس نه رو به عقب
چشم هایت در چشم من یک مرکز تقارن است .
دایره ها از کنارت شروع می شوند و می رسند به مر کز های پراکنده شان
سوال من در پاسخ به اسم تو که نامت چیست؟؟
وسط جاده گم کردن پارو ها
بگذار باد بوزد
.
.
.
باد می ایستد
همه چیز را برعکس کنید
:)
چی شد؟
برعکس شد
خیلی خوب شده
خوبی از خودتونه
مشچ


خودت گفتی همه چیز برعکس کنید منم گفتم چشم
۵۷۸۵۰
چه بچه ی حرف گوش کنی
چرا اینطوری شده اینجاااااااااا؟
قالبمو ترکوند
فعلا اینو گذاشتم
راستی rss هم گذاشتم دم دست
پس همه اش زیر سر باد بود...