یک فقره من ِ گم شده میان های هوی شکستگی هایی که قد علم کرده اند رو به روی ایستادگی ،در میان حوض سبز پنجره ی دیروز تو پیدا شده است . می شود منم را از آن پنجره بکشی داخل یا اصلا بیرون بیاندازیش؟ من ِ من لای پنجره ی تو که سبز هایش هیچ گاه سبز نشده اند و از ابتدا سبز بودند یا اینکه هنوز هم سبز نیستند گیر کرده است . من عادت ندارد به چشم بیاید و تو همین طور پرده را کشیده ای، پرده می خورد توی صورت من . من هیچ نمی گوید اما سیلی های پرده شما کمی سنگین نیست؟ پرده های شما شور است و من به گوش ایستاده است شاید که میان پریشان نوازی هایتان گاهی از او بخوانید
من پشت پنجره نیست میان پنجره است . میان قاب پنجره .
باز کردن پنجره بیهوده است . آن سوی پنجره ات انگشت های یخ زده می شکانند به تیراژ سرمای این سو . آن سو گنجشک های مرده آویزان می کنند به بالای در برای رفع بد یمنی روز های جمعه . آن سو حرف می فروشند به جای خیال . آن سو به کلاغ ها دانه می خورانند
من از سرزمین یخ زدگی های وسیع جوهر در سطر های خاموشی می آیم ، من برایم جمعه ها روز گنجشگک اشی مشی ست که در حوض خونابه ها نه خیس می شود نه گوله می شود . من حرف ها را موقع خواب بعد از ظهر می گذارم زیر بالشم ، من بعد از ظهر های جمعه خواب می بینم کلاغ ها میان حوض نقاشی انگشت یخ زده شان را رنگ می کنند و گنجشک ها رفته اند پی خیال بافی ، کلاغ های سرزمین من دانه می پاشند برای کاشت پنجره های سبز .
پنجره را ببند به سوی من کمی آرام خواب بعد از ظهر جمعه ام یخ کرده است.
مواظب باش موهای من لای پنجره نماند . گل سر های سبز به موهای قهوه ای من نمی آید .
بعدا اضافه شد : قالب هنوز موقتیه ، ممکنه یکم دیر باز بشه
یخ کردم...
+عنوان
یخ تان نباشد
همه ی حرفش همان عنوان بود
من رسیدم رو به آخر ... تو بیا شروع من باش....!
هروقت اسم من بیاد یاد این جمله بالایی می افتم .حالا میگی چه بی ربط
میگم چقد سخته نظر دادن راجع این متن که پر از معنا ومفهوم بود
باز هم کلاغ بود در سرزمین من شما آبجی جونم !که به ما می پیوندد....
من خیال نیستم
هستم و هنوز
معتقد به واژه ی زوال نیستم
حرفِ تازه ای به خاطرم نمی رسد
ور نه لال نیستم.
"محمدعلی بهمنی"
فک کنم این شعر حرف دلم بود استفاده کردیم
همش ربط داشت عزیزم
و شعر هم زیبا یود
کلاغ ها با من پیوند بسته اند
کلاغ می گن شومه اما تو باور کن هرچه بکار سبز میشه دیگه؟اون وقت بهش می گن سبز انگشتی!
گل سر اگر اندازه ی کله ات باشد زیبایت می کند فرقی ندارد گیس هایت چه رنگ باشد
لذت بردم از مواظب باش گیس ها ی من لای پنجره نماند!
خواب های هرشب من یخ زده اند
فکری برای آب کردن این یخ کرده ای؟
بابا سحر جان اون علامت های نگارشی واسه استفاده کردنه ، یه نقطه ای ، یه ویرگولی جمله هات با هم قاطی می شن هیچی نمی فهمم
شاید هم سر من باید اندازه ی گل سر ها باشد شاید بشود پنجره شان را از سرم رد کرد !
خواب های تو چه خوابی برای یخ بستن آب چشمان من کرده اند؟
خب سبک نوشتن سحر باید یک جورایی متمایز باشد دیگر؟!
من هیچ وقت دستور زبان بلد نبوده ام!همیهش کم میشدم اصلا نفهمیدمش!
اگر یخ آب چشمان تو باز شود می تواند خواب مرا رنگین کند!می شود با رطوبت یک چشم تا خود صبح آرمید!
خواب های من برای همدردی با چشم های تو یخ زده عزیز
متمایز باش .خودم مشکلمو حل می کنم
خواب های نم به چشمان من نمی آید . کلاغ ها یخ های خواب مرا می شکانند
ممنون سحر عزیز که خواب هایت را برای چشمان من آب می کنی این روزها در خواب های من یخ می زنند
کلاغ دوس دارم
کلاغ ها هم تورا دوست دارند
کلاغ ها را بخشیدیم به تو
قالب نو مبارررک
بوی عیدی میاد
کسی کمکت کرد یا اتخاب خودتون بود
ممنون ، باز هم ذوق تو که قالبو دیدی

آره مثل اینکه می خوای عیدی بدی خانوم
هه ... ما از این شانسا نداریم
هی زار زدیم هیشکی گوش نکرد
حالا خوبه؟
قالب جدید مبارکه خانوم.
این طمطراق بالا را نمی پسندم.نمی شناسم . نمی ...
این من را هم که زیاد می شنوم یک چیزیم میشه.
بگوییم ما.
ممنون
کدام را می گویی سیفتال عزیز؟
این من از آن من ها نیست
کمی که مزه مزه اش کنی مزه ی ما می دهد
دقیقا به هوای عنوان.... یعنی همون عنوان عالی بود و اینا
+ای فدای این قالب! از کجا کش رفتی کلک! ؛-)
من های تفکیک شده از ما
به قالب شما که نمی رسه عزیزم
قالب شما چشم دارد ابرو دارد
کلی گشتیم همین شد
خودم زیاد دوسش ندارم
موهایت را کنار نزن...
باد بازیگوش است...
باد را کنار بزن
موهای من بازیگوش است ...
عادت نکردم به قالب جدیدت...
فکر کنم کامنت این پست رو تو پست پایینی گذاشتم..
فکر کنم البته
قالب جدید هم به شما عادت نکرده است
زیاد به هم عادت نکنید موقتی ست