چه خوب آبجی جون دیگه چپ چپ نگام نمی کنی ما با سرعت آمدیم در آغوش شما فیلم هندی شد آه !خواهر من میدونستم فدای رفیقی که رو طاقچه ی دلش گاهی قاب خاطر ما روهم یه دستمال می کشه د و س ت دارم بدون تا. اینجا چراگل نداره
نگاه چپ چپ به چشمم نمی سازه آبجی اینجا بغل هم نداره آبجی منم دوست دارم
ای بابا ... بگذریم. در حریم آغوشت هر کس را راه نده... حتی به بهانه ی محبتی ساده و شاید پاک و بی منظور...
محبت کن... عشق بورز... اما آغوشت... بگذاز جای امنی برای یک نفر باشد. تنها یک نفر
پرشان عزیز آغوش به نظر من هم جای امنی هست و این امنیت از نظر من هم فقط برای یک نفره. اما نه هر آغوشی و نه با هر احساسی . حرف من یک حرف انسانی و در یک حوضه ی انسانیه .وقتی می گم فارغ از هر چیز دقیقا معناش همینه که فارغ از احساسات شخصی من از آغوش یک معشوق به آغوش دیگه ای نرفتم که بشه این اتهام رو بهم زد که ... . به خدا تو گفتن منظورم کاملا درمونده شدم . چون فکر نمی کردم شما این فکر رو بکنید فقط می تونم بگم باید احساست شخصی و انسانی از هم جدا بشه و عشق و دوستی هم
میترا
پنجشنبه 21 بهمنماه سال 1389 ساعت 08:31 ق.ظ
آغوشت را چون آغوش مادر طبیعت .بهار بر روی پرندگان بی آشیون باز نگهدار تا شاید بهار نیز باتو مهربان تر شود
از کی تا حالا مترسک دستاشو واسه بغل کردن کلاغا باز می کنه؟ اگرم باز کنه کسی باورش نمی شه
اون نظر اول روهم من دادما! اره، rss رو لازم دارم واسه لینکدونی گودریم! مگه میشه نداشته باشی؟ اگه داشتی یگو بهم. مرسی
مشکل اینجاس که من اصلا نمی دونم rss چه جوریه واسه همین نمی دونم دارم یا نه ، حالا تحقیقات می کنم وقتی فهمیدم rss کجاست و چیه و اینا بهت می گم اگه پشیمون شدی و نمی خوای لینک کنی با من رو راس باش
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام!
خوبید؟
این rss وب شما کجاست؟
سلام
ممنون
rss ندارم
لازم دارید؟
ما هم شما را دوست داریم!
مرسی آقا پارسای نازنین
چه خوب آبجی جون دیگه چپ چپ نگام نمی کنی


اینجا چراگل نداره
ما با سرعت آمدیم در آغوش شما
فیلم هندی شد
آه !خواهر من میدونستم
فدای رفیقی که رو طاقچه ی دلش گاهی قاب خاطر ما روهم یه دستمال می کشه
د
و
س
ت
دارم بدون تا.
نگاه چپ چپ به چشمم نمی سازه آبجی
اینجا بغل هم نداره آبجی
منم دوست دارم
آغوش تو به غیر من به روی هیشکی وا نکن......
عزیزم نازنیینم چه خوبه در آغوشت به آرامش رسیدن.
نمی دونم چی بگم...
یاد دخترک وبلاگ افتادم...
او هم مهربان بود...
و آغوشش را...
وچشمانم را...
ای بابا ...
بگذریم.
در حریم آغوشت هر کس را راه نده...
حتی به بهانه ی محبتی ساده و شاید پاک و بی منظور...
محبت کن... عشق بورز...
اما آغوشت...
بگذاز جای امنی برای یک نفر باشد.
تنها یک نفر
پرشان عزیز آغوش به نظر من هم جای امنی هست و این امنیت از نظر من هم فقط برای یک نفره. اما نه هر آغوشی و نه با هر احساسی . حرف من یک حرف انسانی و در یک حوضه ی انسانیه .وقتی می گم فارغ از هر چیز دقیقا معناش همینه که فارغ از احساسات شخصی
من از آغوش یک معشوق به آغوش دیگه ای نرفتم که بشه این اتهام رو بهم زد که ... . به خدا تو گفتن منظورم کاملا درمونده شدم . چون فکر نمی کردم شما این فکر رو بکنید
فقط می تونم بگم باید احساست شخصی و انسانی از هم جدا بشه و عشق و دوستی هم
آغوشت را چون آغوش مادر طبیعت .بهار بر روی پرندگان بی آشیون باز نگهدار تا شاید بهار نیز باتو مهربان تر شود
از کی تا حالا مترسک دستاشو واسه بغل کردن کلاغا باز می کنه؟
اگرم باز کنه کسی باورش نمی شه
این عکسه من اومدم نبود ها مطلبه کو
اینجا چه خبربید باشه بغل نباشه
گل هست من چیکارکنم یه دسته گل خوشگل به شما بدم
خودت گلی
عکس رو یکم دیر گذاشتم ، مطلب رو هم یکم زود برداشتم
حالا تو دیر رسیدی یا زود؟
سلام رفیق...
آمدم تا روز به خیری گفته باشم
سلام آقای وبلاگ نویس
روز شما هم بخیر
اون نظر اول روهم من دادما!
اره، rss رو لازم دارم واسه لینکدونی گودریم!
مگه میشه نداشته باشی؟
اگه داشتی یگو بهم.
مرسی
مشکل اینجاس که من اصلا نمی دونم rss چه جوریه واسه همین نمی دونم دارم یا نه ، حالا تحقیقات می کنم وقتی فهمیدم rss کجاست و چیه و اینا بهت می گم
اگه پشیمون شدی و نمی خوای لینک کنی با من رو راس باش