سالی که گذشت برایم پر از تجربه های تلخ و شیرین بود
خیلی چیز ها را گم کردم و تنها حاصلم گذر عمر بود
سالی که گذشت از زندگی ام یک دوست و تنها دوستم را با خود برد
سالی که گذشت سرد و گرم روزگارش استخوان هایم را تا مرز ترک برد
این هم آخرین روزش که باز هم تلخ بود
و سالی و تولدی که خودم را کشتم و مبارک نشد که نشد ...
نذر تولد شما
کسی جرات نکرد به جای من به دنیا بیاید
و ؛من ؛ به جای ؛من؛ امدم
جعلی ترین زاده شدن را پشت گریه ای پنهان کردم
و دروغم را در سه برگ رسمیت دادید
دنیای شما جای بزرگی برای کوچک شدنم بود
آغوش به من پشت کردنتان باز بود
از تمام مادر بودن از شیر گرفتن کودکانتان را آموختید
و از پدر بودن تنی به بستر کشیدن و باری به تن نکشیدن
با شمع های تولدم تابوت کسی را مهر و موم کنید که از دریچه مرگ آمده بود
کسی که به جای ؛من؛ آمد
کسی که به جای خودش ؛رفت؛
نذرتون قبول مادمازل
آخ که نمی دونی چقدر به این مهر و موم محتاجم
تولد من سالهاست شمعی نداره
بی خیال رفیق
تولد منم همیشه وسط امتحانها بوده
سلام
ممنونم از حضور شما...
---------
مطالب شما رو خوندم
به امید حرکت و زندگی
شاد و مانا
خوش اومدید
آبجی زدی توی کار امام حسین اساسی. من چی بگم الان؟؟؟
من کلا این چیزا رو بیلمیرم.
تولدم بود آبجی
سلام نسرین جون

اول اینکه تولدت مبارک ....
خب بالاخره همه ما تجربه چنین تولدی رو داشتیم ....
شتریه که در خونه همه ما میخوابه ...
دوم اینکه ایمدوارم این سال جدیدت جبران تلخی های سال قبل رو بکنه ...
سوم اینکه برای از دست دادن دوستت متاسم
ممنونم نازگل جان
دارم پیداش می کنم
زیاد متاسف نباش
یعنی خودش داره پیدا می شه
تولد

تولد
تولدت مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان که دیگه مشکلی نداره برات آواز بخونم ؟:ی
امیدوارم تا وقتی زنده باشی که دستتو طرف کسی دراز نکنی .
چه تلخ.. ولی قابل درک.. تولد سال پیشت مبارک..
اوه
تو ایجا چه می کنی دختر؟
تا اینجا خوندی یعنی
ممنون عزیز دلم